در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
immunity [legal]
معافیت، بخشودگی، مصونیت [قانونی]
impact
تصادف، تصادم، برخورد، اصابت، شدت تصادف، شدت برخورد، ضربه، تأثیر، اثر، فرو کردن، درهم فشردن
impact (environmental)
اثر زیستمحیطی
impact (resistance to)
مقاومت در برابر ضربه
impact (traffic)
تأثیر ترافیک
impact analysis
تحلیل اثر
impact angle
زاویه برخورد
impact assessment
ارزیابی اثر، برآورد تأثیر
impact assessment (environmental)
بررسی اثر زیستمحیطی
impact attenuating device
ضربهکاه ایمنی
impact attenuating [USA]
ضربهگیر، کاهش دهنده ضربه [اصطلاح آمریکایی]
impact compaction
ایجاد تراکم با ضربه، تراکم ضربهای
impact sled
سورتمه ضربهای
impact study
مطالعه تأثیرگذاری
impact test [vehicle]
آزمایش برخورد [وسیله نقلیه]
impact velocity
سرعت برخورد
صفحه 698 از 1667