در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

ice point

نقطه یخ بستن، نقطه انجماد

icy

خیلی سرد، بسیار سرد (هوا، باد)، پوشیده از یخ، یخ‌بسته، یخ‌زده (جاده، زمین)

identification

شناسایی، تعیین هویت، تشخیص، اوراق هویت، کارت شناسایی، یکی‌سازی

identification (vehicle)

شناسایی وسیله نقلیه، ورقه هویت خودرو، کارت شناسایی وسیله نقلیه

idle

بیکار (شخص)، بلااستفاده (دستگاه)، بیهوده، بی‌فایده، بی‌ارزش، بی‌معنی، بی‌پایه، بیکار گشتن، خلاص کار کردن، درجا کار کردن (موتور، دستگاه)

صفحه  693  از  1667