در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

hydrophilic

آب‌دوست، دارای خاصیت خیس‌شوندگی

hydrophobic

آب‌گریز، فاقد خاصیت خیس‌شوندگی

hydroplane

قایق باله‌دار، قایق تندرو

hydroplaning [USA]

سُر خوردن وسیله نقلیه روی آب [اصطلاح آمریکایی]

hydrotimetry

هیدروتایمزی، سنجش میزان سختی آب

hyetograph

بارش نگار، دستگاه تعیین میزان بارندگی

hygiene

بهداشت، پاکیزگی، نظافت، تمیزی

صفحه  691  از  1667