در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
high density area
منطقه پرتراکم
high frequency
فرکانس بالا
high intensity
شدت زیاد
high kerb
جدول بلند
high mast lighting
نورپردازی با استفاده از دکل (تیربلند)
high official
مقام عالیرتبه، کارمند عالیرتبه
high pressure
فشار بالا، فشار زیاد، پرفشار
high road
شاهراه، راه اصلی
high school
دبیرستان
high speed
سرعت بالا
high spots (leveling down of)
تسطیح برآمدگیها، همتراز کردن بلندیها
high technology
فناوری بالا، تکنولوژی پیشرفته
high voltage
ولتاژ بالا، فشار قوی
high water
فراز آب، بالاترین سطح آب
high – accident location [USA]
محل تصادفخیز، نقطه سیاه [اصطلاح آمریکایی]
high – bonded reinforcement
آرماتور آجدار، میلگرد آجدار
صفحه 669 از 1667