در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

help (ask for)

درخواست کمک، تقاضای امداد، کمک‌خواهی، امدادطلبی

herd

گله، رمه، چوپان، شبان، جمعیت، جماعت، توده مردم، عوام، جمع کردن، گردآوردن، راندن، بردن، جمع شدن، گرد آمدن (حیوانات، اشخاص)

hierarchical a/

ترتیبی، سلسله مراتبی، دارای سلسله مراتب، طبقه‌بندی شده، درجه‌بندی شده

hierarchy

سلسله مراتب، طبقات، مراتب، درجات، طبقه، مرتبه، سلسله، رشته

high

حاشیه‌نمای بلند

high (Lord)

رییس دیوان عالی انگلستان، رییس مجلس اعیان

high beam [USA]

نور بالا (چراغ‌های جلوی وسیله نقلیه) [اصطلاح آمریکایی]

high density

چگالی زیاد، تراکم زیاد، پرتراکم

«‹ ۶۶۶  ۶۶۷  ۶۶۸ ۶۶۹ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۶۶۸ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰