در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

heating

گرمادهی، گرمایش، حرارت‌دهی، سیستم حرارتی

heating (road)

گرمایش مسیر، گرمادهی به جاده (نگهداری زمستانی)

heave

بلند کردن، بالا کشیدن، متلاطم بودن، بالا و پایین رفتن، نفس نفس زدن

heave (frost)

تورم ناشی از یخبندان، تورم در اثر یخ‌زدگی (خاک)

heavily

به شدت، سخت، حسابی، خیلی، زیاد، به سختی، به زحمت، جدی، متفکرانه، بامتانت

heavy

سنگین، سخت، شاق، شدید، عمیق، گزاف، کلان، زیاد، فراوان،‌ غلیظ، ابری، گرفته (آسمان)، تند، ثقیل، جدی، سختگیر، کند،‌ آرام (حرکت)، سست، بی‌حال، پرمشغله، شلوغ، پرکار

صفحه  665  از  1667