در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
head (signal)
سر چراغ راهنمایی، فانوس چراغ راهنمایی
head - on accident
تصادف، سر به سر، تصادف از روبرو، تصادف شاخ به شاخ
head - on collision
تصادف شاخ به شاخ، تصادف رو در رو
head injury
جراحت (در ناحیه) سر
head of department
رییس اداره، رییس قسمت، رییس دایره
head of government
رییس دولت
head of State
رییس دولت
head tax
مالیات سرانه
head to tail accident
تصادف جلو به عقب
heading
دهلیز، کوره (حفاری)، دالان شناسایی، دالان پیشروی (تونل)
heading face [tunnel]
جبهه ورودی [تونل]
headlamp
چراغ جلو (اتومبیل، قطار و ...)
headlamp flashing
فلاش زدن چراغ جلو، چشمکزدن چراغ جلو
headlight
چراغ جلو (اتومبیل، قطار و ...)
headlight (main)
چراغ اصلی جلو (وسیله نقلیه)
headlight (retractable)
چراغ جلوی قابل جمع شدن
صفحه 662 از 1667