در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

haulage

حمل، جابجایی (مصالح)، حمل‌ونقل (زمینی)، کرایه حمل‌ونقل، کرایه بار

haulage (road)

ترابری جاده‌ای، حمل‌ونقل جاده‌ای

haulier

شرکت حمل‌ونقل، کامیون‌دار

haunch

کشاله (قوس)، ماهیچه (تیر)، شانه (راه)

haza

غبار، مه، رقیق، گردوخاک، ابهام، حواس‌پرتی، گیجی

hazard

خطر، شانس، تصادف، اتفاق، به خطر انداختن، به مخاطره انداختن

صفحه  660  از  1667