در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

harmonize

هماهنگ کردن، موافق کردن، جور کردن، سازگار کردن، همساز کردن، مقابله کردن (متون)، جور بودن، سازگار بودن، هماهنگ بودن

harness

کمربند ایمنی کودک (که شانه‌بند هم دارد)، یراق، زین و برگ، زین و یراق، یراق کردن، مهار کردن

harrow

ماله، کلوخ‌شکن، ماله کشیدن، کلوخ‌شکن انداختن

harsh a/

زبر، خشن، زمخت، تند،‌ زننده (رنگ)، جدی، خشک، خشن

hatch [drawing]

دریچه، سوراخ (در سقف یا کف)، هاشور (نقشه‌کشی)

hatchback

هاچ‌بک، اتومبیلی که صندوق عقب ندارد، اتومبیل پنج در

haul

کشیدن، کشاندن، بردن، با کامیون حمل کردن، جابجایی، حمل (خاک)

«‹ ۶۵۷  ۶۵۸  ۶۵۹ ۶۶۰ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۶۵۹ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰