در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
graphic
گرافیک، ترسیمی، کار گرافیک، تصویر، طرح، نقشه، نمودار
graphic disigner
طراح گرافیک، گرافیست
graphic display
نمایشگر ترافیکی
graphic image
تصویر گرافیکی
graphic method
روش گرافیکی، روش ترسیمی
graphic output
خروجی گرافیکی، خروجی ترسیمی
graphic representation
نمایش گرافیکی، نمایش ترسیمی، ارایه گرافیکی
graphics
هنر گرافیک، رسم فنی، نقشهکشی، هنرهای چاپ دستی
graphics (computer)
ترسیم رایانهای، گرافیک رایانهای
grass
علف، چمن، علفزار، مرغزار، چمنزار، چراگاه، مرتع، با علف پوشاندن، با چمن پوشاندن
grass grid concrete slab
دال بتنی با درز گیاهی
grass sowing
چمنکاری
grassed verge
کناره سبز، کناره چمنکاری شده
grate
نرده، شبکه
grating
پنجره مشبک، شبکه روزبند، شبکه پی، شبکه کوره
grating (central)
پنجره مشبک مرکزی، دریچه مرکزی هوا
صفحه 638 از 1667