در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

glaze

لعاب، صیقل، پوسته، لایه نازک یخ، شیشه انداختن، شیشه کردن، لعابی کردن، برق انداختن

glazing

شیشه‌کاری، شیشه‌بری

glide

فرود آزاد، فرود هواپیما بدون استفاده از نیروی موتور، سر خوردن، سریدن، لغزیدن، آسان رفتن، نرم رفتن، به نرمی حرکت کردن، پرواز کردن بدون نیروی موتور، با موتور خاموش پرواز کردن

glider

هواپیمای بی‌موتور، گلایدر

صفحه  628  از  1667