در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

generalize

تعمیم دادن، عمومیت بخشیدن، عمومیت دادن، نتیجه کلی گرفتن، جمع‌بندی کردن، رواج دادن، انتشار دادن، عمومی کردن، همگانی ساختن

generalized

عمومی، همگانی، کلی، عام، رایج، شایع

generate

تولید کردن، به وجود آوردن، ایجاد کردن، خلق کردن

generator

مولد، ژنراتور، مولد برق، مبتکر، خالق، تولیدکننده

gentle

آرام، ملایم (باد، شیب)، معتدل، آهسته

صفحه  622  از  1667