در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
general
عمومی، همگانی، عام، عموم، عامه، همه، کلی، جامع، سراسری، فراگیر، دایمی، معمولی، عادی
General (Attorney) [USA]
دادستان کل، وزیر دادگستری [اصطلاح آمریکایی]
general (director)
مدیر کل
general conditions
شرایط عمومی (پیمان)
general contractor
پیمانکار اصلی
general expenses
مخارج عمومی
general interest
منفعت عامه
general lighting
روشنایی عمومی، نورپردازی کلی
general manager
مدیر کل
general managing director
مدیر کل
general noise level
سطح کلی سروصدا
general practitioner
پزشک عمومی
general principles
اصول کلی، اصول عمومی
general provisions
کلیات، مواد عمومی، شرایط عمومی (قرارداد)
general subject
موضوع کلی
general terms
شرایط عمومی، شرایط کلی
صفحه 621 از 1667