در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

function key

کلید عملگر، کلید عملکردی (کامپیوتر)

functional a/

کارکردی، عملکردی، عملیاتی، کنشی، کارآمد، کارا، مفید عملی

fund

پول، بودجه، سرمایه، وجوه،‌ موجودی، اندوخته، ذخیره، صندوق، سرمایه‌گذاری کردن، بودجه تأمین کردن

fund (aid)

بودجه کمکی، سرمایه پشتوانه‌ای

fundamental

بنیادی، اساسی، بنیادین، پایه، مقدماتی، اصلی، ضروری، قسمت اصلی،‌ بخش اصلی، بخش بنیادی

صفحه  610  از  1667