در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

frozen

یخ‌زده، یخ‌بسته، منجمد، سرد، یخ

fuel

سوخت، انگیزه، محرک، موجب، سوخت‌گیری کردن، سوخت دادن

صفحه  607  از  1667