در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

frost

سرمای زیر صفر، یخبندان، برفک، شبنم، سردی، خشکی، با برفک پوشاندن، باعث برفک زدن شدن

frost (white)

یخبندان سفید، برفک سفید، یخبست سفید

frost heave

تورم ناشی از یخبندان، تورم در اثر یخ‌زدگی (خاک)

صفحه  606  از  1667