در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

frost

سرمای زیر صفر، یخبندان، برفک، شبنم، سردی، خشکی، با برفک پوشاندن، باعث برفک زدن شدن

frost (white)

یخبندان سفید، برفک سفید، یخبست سفید

frost heave

تورم ناشی از یخبندان، تورم در اثر یخ‌زدگی (خاک)

«‹ ۶۰۴  ۶۰۵  ۶۰۶ ۶۰۷ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۶۰۶ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰