در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
front view
دید از روبرو، دید جلو
front wall [tunnel]
دیوار نما [تونل]
front wheel
چرخ جلو (وسیله نقلیه)
front wheel drive vehicle
وسیله نقلیه دیفرانسیل جلو
front – wheel drive
دیفرانسیل جلو
frontage
بر، کناره (ملک یا ساختمان)، حریم (ساختمان، رود، دریاچه و ...)
frontage access
دسترسی کناری، دسترسی حاشیهای
frontage resident
حاشیهنشین، ساکن حاشیه
frontage road [USA]
جاده کناری، جاده فرعی [اصطلاح آمریکایی]
frontal
از جلو، مستقیم، جلویی، پیشین، نما، روکار
frontal collision
برخورد رو در رو، برخورد از روبرو
frontal shock
ضربه (برخورد) از جلو
frontier
مرز، سرحد، ناحیه مرزی، ناحیه سرحدی، مرزی، سرحدی
frontier guard
مرزبان، نگهبان مرزی
frontier post
پاسگاه مرزی
frontier town
شهر مرزی
صفحه 605 از 1667