در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

frontage

بر، کناره (ملک یا ساختمان)، حریم (ساختمان، رود، دریاچه و ...)

frontal

از جلو، مستقیم، جلویی، پیشین، نما، روکار

frontier

مرز، سرحد، ناحیه مرزی، ناحیه سرحدی، مرزی، سرحدی

صفحه  605  از  1667