در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

freight

باربری، حمل‌ونقل، کرایه (حمل) بار، بار، محموله، بار کردن، بار زدن، فرستادن، حمل کردن (کالا)

freight plane

هواپیمای باربری، هواپیمای باربر

freighter

کشتی باری، هواپیمای باری، فرستنده، ترابر (کالا)

French drain

زهکش فرانسوی، زهکش سنگچین، زهکش خشکه‌چین

frequency

فراوانی، وفور، کثرت (وقوع)، تعدد، تکرار، تواتر، فرکانس، بسامد، موج (رادیو)

صفحه  601  از  1667