در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

foul

بدبو، تهوع‌آور، متعفن، فاسد، گندیده، زشت، کثیف، بد، نامساعد، خراب، طوفانی (هوا)، مستدود، گرفته (لوله، مجرا و ...)، آلوده کردن، فاسد کردن، مسدود کردن، آلوده شدن، فاسد شدن

foul air

هوای آلوده، هوای کثیف

foundation

پی، پایه، فونداسیون، شالوده، پی‌ریزی، پایه‌ریزی، بنیان‌گذاری، ساختن، تأسیس، ایجاد، مؤسسه، بنیاد

fountain

چشمه، فواره، سرچشمه، منشأ، منبع

صفحه  596  از  1667