در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

folding seat

صندلی تاشو، صندلی قابل جمع شدن

follow

به دنبال آمدن، پشت سرآمدن، پشت سر قرار داشتن، در پی آمدن، دنبال کردن، ادامه دادن، فهمیدن، درک کردن، اختیار کردن، پیشه کردن، پیروی کردن، متابعت کردن، تقلید کردن

follow – up

ادامه، دنباله، بقیه، بعدی، تکمیلی

foot

پا، قدم، گام، پایین، دامنه، رکن، پایه، فوت (واحد اندازه‌گیری)

footbridge

پل عابر پیاده، پل پیاده‌رو

«‹ ۵۸۸  ۵۸۹  ۵۹۰ ۵۹۱ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۹۰ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰