در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

flextime

زمان‌بندی قابل تغییر، ساعات کار تغییرپذیر (شناور)

flexure

خمش، خمیدگی، انحنا، خم

flicker

لرزش، چشمک، رقص (نور، شعله)، برق، جرقه، کورسو، حرکت، جنبش، لرزیدن، چشمک ‌زدن، خاموش و روشن شدن، سوسو زدن، کور سو زدن، حرکت کردن، جنبیدن

flight

پرواز، پریدن، پرش، سفر هوایی، مسیر پرواز، گذشت، گذر سریع، هواپیما، ردیف، رشته، ردیف پله‌ها، رشته پلکان، فرار، گریز، هزیمت

flint

سنگ آتش‌زنه، سنگ چخماق

float

شناور، شناور شدن، معلق شدن، حرکت کردن، شناور بودن، به حرکت درآوردن، تأسیس کردن، دایر کردن، پخش کردن، منتشر کردن

صفحه  582  از  1667