در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

firm

سفت، سخت، محکم، پایدار، استوار، راسخ، جدی، مصمم، باثبات، قابل اطمینان، قطعی، شرکت، مؤسسه تجاری، تجارتخانه، بنگاه تجاری، سفت کردن، محکم کردن، قطعی کردن، قطعیت بخشیدن، استحکام بخشیدن، سفت شدن، محکم شدن، دوباره رونق گرفتن

first

اول، نخست، یکم، اولین، نخستین، یکمین، پیش از همه، اولین‌بار، نخستین‌بار، آغاز، ابتدا، اول، رتبه اول، مقام اول، درجه ممتاز، دنده یک

first class

درجه یک (در قطار، هواپیما و ...)، پست پیشتاز، ممتاز، عالی

first draft

طرح مقدماتی، پیش‌نویس اولیه

«‹ ۵۷۲  ۵۷۳  ۵۷۴ ۵۷۵ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۷۴ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰