در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

financing plan

طرح تأمین مالی، برنامه تأمین بودجه

find

یافته، کشف، اکتشاف، پیدا کردن، یافتن، کشف کردن، دریافت، فهمیدن، متوجه شدن، دیدن، احساس کردن، روشن کردن، معلوم کردن، وجود داشتن، یافت شدن، فراهم کردن، تهیه کردن، اعلام کردن، خواندن، تشخیص دادن، شناختن (حقوق)

finding

نتیجه تحقیقات، حاصل بررسی‌ها، یافته، دریافت، حکم، رأی، تصمیم، تشخیص

fine

جریمه، جریمه کردن، صاف، آفتابی، باز (هوا)، زیبا، قشنگ، ظریف، نازک، لطیف، خوش (خط)، نرم، ریز، کوچک، خالص، ناب، تصفیه شده (فلز)، دقیق، بسیار خوب، عالی

fine aggregate

مصالح سنگی ریزدانه، سنگدانه ریز (بتن)

fines

ریزدانه‌ها، نرمه (خاک، سنگدانه)، جریمه‌ها

صفحه  571  از  1667