find یافته، کشف، اکتشاف، پیدا کردن، یافتن، کشف کردن، دریافت، فهمیدن، متوجه شدن، دیدن، احساس کردن، روشن کردن، معلوم کردن، وجود داشتن، یافت شدن، فراهم کردن، تهیه کردن، اعلام کردن، خواندن، تشخیص دادن، شناختن (حقوق)
fine جریمه، جریمه کردن، صاف، آفتابی، باز (هوا)، زیبا، قشنگ، ظریف، نازک، لطیف، خوش (خط)، نرم، ریز، کوچک، خالص، ناب، تصفیه شده (فلز)، دقیق، بسیار خوب، عالی