در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

filament

رشته، مفتول نازک، فیلامان

file

پرونده، پوشه، فایل، برگه‌دان، فیشیه، قفسه (پرونده)، سابقه، صف، ردیف، قطار، بایگانی کردن، در پرونده گذاشتن، تشکیل پرونده دادن، به صف کردن، به خط کردن، به ردیف کردن

file (master)

مجموعه‌ای از سوابق مرتبط به یکی از موضوعات اصلی یک سیستم اطلاعاتی (مانند مشتریان، کارمندان و ...)

صفحه  566  از  1667