در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

ferry

لنج، فِری، لنج مسافر بر، لنج اتومبیل‌بر، قایق بارانداز، گذرگاه آبی، معبر آبی، عبور دادن، گذر دادن، انتقال دادن، منتقل کردن

ferry crossing

گذر از عرض رودخانه یا دریاچه توسط لنج (فِری)

ferryboat

لنج، فِری، لنج مسافربر، لنج اتومبیل‌بر

fertilization

کوددهی (زمین، خاک)، گرده‌افشانی، تلقیح (گیاه)

fibre

فیبر، تار، رشته، الیاف، نخ، بافت، ترکیب، تاروپود

field

مزرعه، زمین، کشتزار، چراگاه، مرتع، میدان، محوطه، حوزه، ناحیه، منطقه، رشته (تخصصی)، زمینه کار، زمینه، عرصه، پهنه، میدان، عمل، حوزه کار، دامنه، گستره

«‹ ۵۶۲  ۵۶۳  ۵۶۴ ۵۶۵ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۶۴ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰