در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

alloy

آلیاژ، فلز مرکب، همبسته، همجوش

alluvial a/

رسوبی، آبرفتی، ته نشستی، ته‌نشین شده، آبرفت

alluvial deposits

رسوبات ته‌نشین شده، رسوبات آبرفتی، ته نشست‌های آبرفتی

alluvial fan

مخروط آبرفتی، مخروط رسوبی، مخروط افکنه

alluvium

مصالح رسوبی، آبرفت، رسوب

alphanumeric a/

دارای الفبا و عدد، وابسته به حروف الفبا و اعداد با هم، الفبایی ـ عددی

صفحه  56  از  1667