در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

extrapolation

برون‌یابی، تخمین، برآورد، استنباط، قیاس، نتیجه‌گیری

extrude

شکل دادن در حالت نرم، از حدیده گذراندن، قالب‌ریزی کردن، با فشار از قالب رد کردن، بیرون کردن، بیرون انداختن

eye (cat’ s)

چشم گربه‌ای (ابزار راهنمای مسیر در راه)

eye height

ارتفاع چشم (ارتفاع چشم راننده از سطح زمین)

eye level

ارتفاع چشم (ارتفاع چشم راننده از سطح زمین)

eyesore

منظره زشت، بدنما، چشم‌آزاد

fabric

شبکه سیمی، اسکلت (ساختمان)، استخوان‌بندی

صفحه  551  از  1667