در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
allocation of contract
تخصیص قرارداد، واگذاری قرارداد
allocation to lowest tender
واگذاری به پیشنهاد حداقل (مناقصه)
allochthonous fold
چین نابرجا
allochthonous rock
سنگ نابرجا
allogene fold
نهشت نابرجا
allotment
تقسیم، توزیع، تخصیص، تعیین
allotriomorphic
بی شکل
allotriomorphic structure
بافت نامنظم
allowable concentration (maximum)
حداکثر تراکم مجاز، حداکثر غلظت قابل قبول، حداکثر غلظت مجاز
allowable dose (maximum)
حداکثر میزان قابل قبول، حداکثر اندازه مجاز
allowable stress
تنش مجاز
allowance
رواداری، تخفیف، سهمیه، مقرری، فوقالعاده و کمک هزینه، فوقالعاده مجاز، اضافه مجاز
allowance (legal)
رواداری مجاز
allowance (parking)
توقف مجاز، پارک کردن مجاز
allowance (transport)
یارانه حملونقل، کمک هزینه حملونقل
allowance (travel)
فوقالعاده سفر
صفحه 55 از 1667