در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

experience

تجربه، مهارت، پختگی، کارآزمودگی، تجربه کردن، متحمل شدن، روبرو شدن

experienced

باتجربه، کارآزموده، مجرب، پخته، خبره، کارکشته

صفحه  544  از  1667