در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
expenditure (warrant for)
تضمین مخارج، سند مخارج
expenditure distribution
توزیع مخارج، توزیع هزینهها
expense
هزینه، خرج
expense (running)
هزینه جاری، هزینه استفاده
expense (working)
هزینه کار، هزینه عملیات
expense authorization of programme
مجوز (اختیار) مالی برنامه
expenses
مخارج، هزینهها
expenses (accessory)
مخارج فرعی (اضافی)
expenses (apportionment of)
تقسیم هزینهها، تخصیص هزینهها
expenses (general)
مخارج عمومی
expenses (incidental)
مخارج اتفاقی، هزینههای تصادفی
expenses (overhead)
هزینههای بالاسری
expenses (travel)
مخارج سفر
expenses (working)
مخارج جاری، مخارج بهرهبرداری
experience
تجربه، مهارت، پختگی، کارآزمودگی، تجربه کردن، متحمل شدن، روبرو شدن
experienced
باتجربه، کارآزموده، مجرب، پخته، خبره، کارکشته
صفحه 544 از 1667