در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

exclusive way

مسیر اختصاصی، مسیر انحصاری، مسیر ویژه

excursion

گردش، گشت، گشت‌وگذار، تور، سیاحت، انحراف، گریز

execute

اجرا کردن، انجام دادن، به اجرا درآوردن، پیاده کردن (طرح، نقشه)، به مرحله عمل درآوردن، تحقق بخشیدن، عملی کردن، رسمی کردن، صورت قانونی دادن

execution

اجرا، انجام، طرز عمل، طرز اجرا، مهارت، استادی، قانونی کردن، رسمی کردن

executive

اجرایی، اداری، مدیر، مجری، قوه مجریه، هیأت اجرایی، هیأت عامل

executive order

دستورالعمل، دستور اجرایی، نظام اجرایی

«‹ ۵۳۷  ۵۳۸  ۵۳۹ ۵۴۰ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۳۹ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰