در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

everlasting

لایزال، بی‌پایان، همیشگی، ابدی، بادوام

evidence

دلیل، سند، مدرک، شاهد، گواه، ملاک، مستند، ادله، شهادت، گواهی، نشانه، اثر، علامت، با مدرک اثبات کردن، بر اساس ضواهد ثابت کردن، گواه بودن، شاهد بودن

evolution

تحول، تطور، سیر، رشد، توسعه، گسترش، بسط، ارتقا، تکامل

examination

بررسی، وارسی، بازدید، کنترل، بازرسی، آزمایش، امتحان، مطالعه، معاینه، تحقیق، بازپرسی، بازجویی، رسیدگی

examiner

بازرس، بررسی‌کننده، ممتحن، امتحان‌کننده

excavation

خاکبرداری، گودبرداری، حفر، حفاری، گودال، گود

صفحه  536  از  1667