در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

estate (real)

املاک غیر منقول، دارایی غیر منقول، مستغلات

estate (trading)

منطقه صنعتی، ناحیه صنعتی، منطقه تجاری، منطقه بازرگانی، ملک تجاری

estate a/

ملک، زمین، دارایی، اموال، مایملک، طبقه سیاسی، گروه اجتماعی، شرایط، وضع، وضعیت، مرتبه، رتبه، مقام، شهرک

estate car

خودروی خانوادگی، خودروی استیشن

estate road

راه دسترسی به املاک حاشیه‌ای

estimate

برآورد، تخمین، ارزیابی، قضاوت، داوری، نظر، برآورد کردن، تخمین زدن، ارزیابی کردن، حساب کردن، نتیجه گرفتن

estimated

تقریبی، تخمینی، برآورد شده

estimated cost

هزینه تخمینی، هزینه برآورد شده، هزینه پیش‌بینی شده

«‹ ۵۳۰  ۵۳۱  ۵۳۲ ۵۳۳ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۳۲ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰