در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

equipment

تجهیزات، تأسیسات، لوازم، وسایل، تدارکات، دستگاه، ساز و برگ، اسباب، وسیله، ابزار، تجهیز، آماده‌ کردن، تدارک، آمادگی، امکانات، قابلیت‌ها، توانایی‌ها

equipment (on – board)

تجهیزات سوار شده (درون وسیله نقلیه)، تجهیزات درون وسیله‌ای

صفحه  525  از  1667