در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

equipment

تجهیزات، تأسیسات، لوازم، وسایل، تدارکات، دستگاه، ساز و برگ، اسباب، وسیله، ابزار، تجهیز، آماده‌ کردن، تدارک، آمادگی، امکانات، قابلیت‌ها، توانایی‌ها

equipment (on – board)

تجهیزات سوار شده (درون وسیله نقلیه)، تجهیزات درون وسیله‌ای

«‹ ۵۲۳  ۵۲۴  ۵۲۵ ۵۲۶ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۲۵ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰