در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
equal sign
علامت تساوی
equality
برابری، تساوی، مساوات، یکسانی، هم چندی، همانندی
equation
معادله (ریاضی، شیمی)، تساوی، برابر نهادن، موازنه، تعدیل، یکسان گرفتن
equation (resolution of an)
حل یک معادله
equation (simple)
معادله ساده، معادله درجه اول
equation with one unknown quantity
معادله یک مجهولی، معادله ساده
equator
خط استوا، استوا
equatorial climate
آب و هوای استوایی، اقلیم استوایی
equatorial plane [wheel]
صفحه استوایی، صفحه نیمگانی [چرخ]
equestrian
سوارکاری، (مربوط به) سواری، (مربوط به) سوارکار، سوارکار، چابکسوار، سواره
equilateral triangle
مثلث متساویالاضلاع
equilibrate v/
متعادل کردن، برابر کردن، متوازن کردن، همسنگ کردن
equilibrium
تعادل، توازن، موازنه، ترازمندی
equilibrium (state of)
حالت توازن، وضعیت تعادل
equilibrium (time of)
زمان تعادل
equip
آمادهکردن، مهیا کردن، تدارک دیدن، مجهز بودن، ساز و برگ دادن
صفحه 524 از 1667