در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

enact [a decree] v/

وضع کردن، مقرر داشتن، حکم کردن، تصویب کردن، به تصویب رساندن [قانون]

enactment

وضع (قانون)، قانون‌گذاری، قانون، حکم

enamel

لعاب، مینا، لعابی، لعاب دادن، میناکاری کردن

enclose

محصور کردن، حصار کشیدن، احاطه کردن، فرا گرفتن، در برگرفتن

«‹ ۵۰۸  ۵۰۹  ۵۱۰ ۵۱۱ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۱۰ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰