در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

employment

استخدام، اشتغال، کار، شغل، پیشه، حرفه

empty

خالی، تهی، بی‌سکنه (شهر)، بی‌اساس، بی‌پایه، بی‌معنی، خالی کردن، تهی کردن، تخلیه کردن، خارج کردن، بیرون ریختن

emulsifier

امولسیون‌ساز، مایه امولسیون

emulsify

معلق کردن، امولسیونه کردن، دوغاب کردن

«‹ ۵۰۷  ۵۰۸  ۵۰۹ ۵۱۰ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۰۹ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰