در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

emit

بیرون دادن، خارج کردن، بیرون ریختن، پراکندن، صادر کردن، ساطع کردن، فرستادن، پخش کردن، منتشر کردن

emitter

پخش‌کننده، ساطع‌کننده، فرستنده

empirical a/

تجربی، مبتنی بر تجربه، مشاهده‌ای

employee

کارمند، حقوق‌بگیر، مستخدم

employee tax

مالیات حقوق (مالیات بر حقوق کارمندان)

صفحه  508  از  1667