در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

emit

بیرون دادن، خارج کردن، بیرون ریختن، پراکندن، صادر کردن، ساطع کردن، فرستادن، پخش کردن، منتشر کردن

emitter

پخش‌کننده، ساطع‌کننده، فرستنده

empirical a/

تجربی، مبتنی بر تجربه، مشاهده‌ای

employee

کارمند، حقوق‌بگیر، مستخدم

employee tax

مالیات حقوق (مالیات بر حقوق کارمندان)

«‹ ۵۰۶  ۵۰۷  ۵۰۸ ۵۰۹ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۰۸ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰