در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
easy
آسان، سهل، راحت، بیزحمت، آرام، آسوده، مساعد، مطلوب، مناسب، روان، سلیس
easy terms
شرایط آسان
eccentric a/
خارج از مرکز، مختلفالمرکز، نا هممرکز، چند مرکز، نامتعارف، غیرعادی، غیر معمول
eccentriccity
خروج از مرکز، برونمرکزی، عجیب و غریب بودن، بیقاعدگی، نابهنجاری
ecclesiastical
کلیسایی، مذهبی، دینی
ecclesiastical building
عمارت مذهبی
echo
اکو، پژواک، انعکاس صدا، منعکس کردن، برگرداندن، تکرار کردن، بازگو کردن
echo sounder
دستگاه عمقیاب صوتی (آکوستیکی)، دستگاه ژرفایاب صوتی
ecological a/
اکولوژیکی، بومشناختی
ecologist
اکولوژیست، بومشناس
ecology
اکولوژی، بومشناسی
econometrics
اکونومتریک، اقتصادسنجی، سنجش پدیدههای اقتصادی
Economic Life
عمر اقتصادی
economic a/
اقتصادی، (مربوط به علم) اقتصاد، پرسود، پر منفعت، مقرون به صرفه، سودآور، سودبخش
economic analysis
تحلیل اقتصادی
economic calculation
محاسبه اقتصادی
صفحه 492 از 1667