در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

easy

آسان، سهل، راحت، بی‌زحمت، آرام، آسوده، مساعد، مطلوب، مناسب، روان، سلیس

eccentric a/

خارج از مرکز، مختلف‌المرکز، نا هم‌مرکز، چند مرکز، نامتعارف، غیرعادی، غیر معمول

eccentriccity

خروج از مرکز، برون‌مرکزی، عجیب و غریب بودن، بی‌قاعدگی، نابهنجاری

echo

اکو، پژواک، انعکاس صدا، منعکس کردن، برگرداندن، تکرار کردن، بازگو کردن

echo sounder

دستگاه عمق‌یاب صوتی (آکوستیکی)، دستگاه ژرفایاب صوتی

ecology

اکولوژی، بوم‌شناسی

econometrics

اکونومتریک، اقتصادسنجی، سنجش پدیده‌های اقتصادی

economic a/

اقتصادی، (مربوط به علم) اقتصاد، پرسود، پر منفعت، مقرون به صرفه، سودآور، سودبخش

صفحه  492  از  1667