در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

earthwork

کارهای خاکی، عملیات خاکی

ease

فراغت، آسایش، آسودگی، راحتی، آسانی، سهولت، کاهش دادن، آرام کردن، تسکین دادن، راحت کردن، کاهش یافتن، آرام شدن

easement

آسایش‌بخش، راحتی‌بخش، آسان‌سازی، تسهیل، جایگزینی، قرارگیری، ارتفاق (حقوق)

easement curve

منحنی پیوند، منحنی گذار (راه)، منحنی اتصال تدریجی، خط تنظیم (راه‌آهن)

eastbound a/

روبه شرق، به سمت شرق، عازم شرق، شرقی

«‹ ۴۸۹  ۴۹۰  ۴۹۱ ۴۹۲ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۹۱ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰