در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

drilling

مته‌کاری، حفاری، سوراخ کردن

drive

رانندگی، ماشین‌سواری، فشار، پیش‌برنده، انتقال نیرو، محرک، راندن، بردن، هدایت کردن، با ماشین رساندن، به حرکت درآوردن، کشاندن، سوق دادن، وادار کردن، حفر کردن، کندن، به وجود آوردن،‌ ایجاد کردن، رانندگی کردن، با ماشین رفتن، سواره رفتن

drive shaft

محور کنترل، محور انتقال حرکت

صفحه  476  از  1667