در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
district (business)
منطقه تجاری
district (central business)
ناحیه تجاری مرکزی، منطقه تجاری در مرکز شهر
district (county)
ناحیه روستایی، ناحیه برونشهری
district (remote)
محله دورافتاده، منطقه پرت
district (residential)
منطقه مسکونی
district (rual)
ناحیه برونشهری، منطقه برونشهری، ناحیه روستایی، بخش روستایی
district (urban)
ناحیه شهری، بخش شهری، حوزه شهری، منطقه شهری
district distributor road
راه توزیعکننده محلی
district route
راه منطقهای، مسیر منطقهای
disturb [soil] v/
برهم زدن [خاک]
disturbance
اختلال، آشفتگی، اغتشاش، ناآرامی، مزاحمت، به همریختگی، مایه پریشانی، مایه بینظمی
disturbance (environmental)
اختلال زیست محیطی
disturbance (nocturnal)
اختلال شبانه
disused
متروک (ساختمان)، ازکار افتاده (دستگاه)
disused railway
راهآهن متروکه (بیاستفاده)
disutility
بیفایدگی، بیمصرفی، زیانآوری، عدم مطلوبیت
صفحه 462 از 1667