در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

discrete

جدا، مجزا، گسسته، ناپیوسته، منفصل

disease

بیماری، مریضی، مرض، ناخوشی

diseased

بیمار، مریض، معیوب، معلول

disfigurement

از شکل‌افتادگی، بدشکلی، بدنمایی، زشتی

صفحه  454  از  1667