در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

disabled a/

ازکارافتاده، ناتوان، معلول، ناقص، بدون صلاحیت (حقوقی)

disabled person

فرد ناتوان، فرد معلول، فرد ازکارافتاده، فرد بی‌صلاحیت (حقوقی)

disadvantage

اشکال، گرفتاری، وضعیت نامطلوب، وضعیت نامساعد، نقطه ضعف، ضعف، عیب، نقص، ضرر، زیان، خسارت

disaster

فاجعه، مصیبت، بلا، واقعه ناگوار

صفحه  451  از  1667