در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
diffuse lighting
روشنایی پراکنده، نورپردازی پخش شده (غیر متمرکز)
diffuse reflection
انعکاس پخش شده، بازتاب پراکنده
diffuser (light)
پخشکننده نور
diffuser (reflecting)
پخشکننده انعکاسی، پخشکننده بازتابی
diffuser [light]
نورافشان، پخشکن (نور)
diffusiometer
اندازهگیر میزان انتشار، اندازهگیر میزان پخش، انتشارسنج
diffusion
پخش (نور)، اشاعه، انتشار (خبر)، پراکندن
diffusion of light
نورگستری، پخش نور
digest
خلاصه، چکیده، هضم کردن، فهمیدن، درک کردن، تنظیم کردن، مرتب کردن، تحمل کردن، قبول کردن
digger
دستگاه حفاری، حفر کننده
digit
رقم، انگشت
digit (binary)
عدد دورقمی
digital a/
رقمی، عددی، رقومی، دیجیتالی، انگشتی
digital computer
رایانه رقمی، کامپیوتر دیجیتالی
digital geological model
مدل رقومی زمینشناسی
digital ground model
مدل رقومی زمین
صفحه 444 از 1667