در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

develop

رشد دادن، پرورش دادن، توسعه دادن، گسترش دادن، قابل بهره‌برداری کردن،‌ آباد کردن، رونق دادن، شکل دادن، ایجاد کردن

developed

رشد یافته، بالغ، پیشرفته، پررونق، گسترش‌یافته، آباد، توسعه‌یافته، بسط‌یافته

developed area

منطقه توسعه‌یافته، منطقه رشدیافته، منطقه پیشرفته، منطقه شهری شده

developing

در حال توسعه، رو به رشد، در حال پیشرفت

development

رشد، پرورش، توسعه، شکوفایی، پیشرفت، تحول، شکل‌گیری

صفحه  436  از  1667