در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
deterioration cure
منحنی خرابی
deterioration factor
عامل زوال، عامل خرابی
deterioration model
مدل خرابی
deterioration of the environment
تخریب محیط زیست
deterioration process
فرایند خرابی
deterioration rate
میزان خرابی، نرخ خرابی
determinant
تعیینکننده، نمایانگر، مبیّن
determinantion
تعیین، مشخصکردن، محاسبه، حساب کردن، تصمیم، عزم، اراده، قصد نیت
determinantion of priorities
تعیین اولویتها
deterrence function
نقش بازدارندگی، کاربرد بازدارندگی (ترافیک)
deterrent
بازدارنده، مانع
detonator
چاشنی، منفجر کننده
detour
راه فرعی، مسیر انحرافی، انحراف، تغییر مسیر، پیچ
detrimental
زیانبخش، مضر، زیانآور
detrimental effect
اثر زیانبخش
detritus
آوار، مواد خردوریز، مواد باقیمانده حاصل از هوازدگی سنگها
صفحه 435 از 1667